برتروتچو (چهاردهم ـ1) كالبدشناسي و نزد شخصي به نام آلبرتوي بولونيايي‌1 جراحي‌ آموخت‌. گي از سال 1315 تا 1320 در پاريس بود. مدت زيادي در ليون به طبابت پرداخت و در عين‌حال‌، كانُن كليساي سن ژوست بود. در سال 1353 كانُن رَنس و در سال 1367 كانُن ماند بود. با اين حال‌، مدت زيادي را در آوينيون سپري كرد و پزشك سه تن از پاپ‌ها بود، كلمنس‌ ششم (1342ـ1352)، اينوكنتيوس ششم (1352ـ1362) و اوربانوس پنجم (1362ـ1370). در حدود سال 1368 در ليون يا در حوالي آن درگذشت‌.
گي دو كولياك از بانفوذترين جراحان سده‌ٴ چهاردهم‌، بود. او در اواخر عمر، فهرست يا مجموعه‌ٴ طب جراحي را نوشت‌، كه در سال 1363 در آوينيون پايان يافت‌. اين كتاب تا زمان‌ آمبرواز پاره (وفات‌: در 1590) در اروپاي باختري به‌صورت معيار جراحي درآمد. زيرا بسيار سامانمند، جامع و متكي به علم و عمل بود. اين كتاب با نام جراحي كبيرمعروف‌تر است‌.
جراحي كبير مجموعه‌اي است از بهترين افكار طبي موجود در زمان گي‌، ولي او خود كمتر چيز تازه‌اي بر آن افزود. گرچه نشان مي‌دهد كه معلومات وسيعي در زمينه‌ٴ آثار پيشينيان داشته و گاه آنها را نقد مي‌كند و اين نقدها براساس تجربه‌هاي شخصي است‌. او خود مي‌گويد كه اين‌ تأليفي است از تقريباً همه‌ٴ موٴلفان پيشين‌. بدين ترتيب‌، گي طرحي را اجرا كرده‌است كه هانري دو موندويل (چهاردهم ـ 1) پيش‌نهاد كرده بود: يعني ارائه‌ٴ علمي جراحي‌ِ زمان خود را.
 گي‌، با اين‌كه در مجموع از 88 مرجع ياد مي‌كند، به طور جدي به آثار جالينوس (كه 890 بار از او نام مي‌برد)، زهراوي (175 بار)، علي‌بن عباس (149بار) و ابن‌سينا (661بار) متكي است‌. هم‌چنان‌كه گي خود مي‌گويد، اين از اقبال بلند او بود كه ترجمه‌ٴ آثار جالينوس را در اختيار داشت‌ كه توسط نيكولو دا رگيو در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم‌، صورت گرفته بود.
كتاب او بي‌درنگ مورد استقبال قرار گرفت و به زبان‌هاي ديگر ترجمه شد: فرانسه‌، پرونسي‌، كاتالونيايي‌، ايتاليايي‌، انگليسي‌، هلندي‌، عبري و ايرلندي‌. ترجمه‌ٴ انگليسي با توجه به تعداد نسخه‌هاي خطي (سده‌ٴ پانزدهم‌) آن كاملاً محبوبيت يافت‌، ولي جز منتخباتي از آن در كتاب‌ مسائل جراحي ترجمه‌ٴ رابرت كايلند (برآمدنش 1508ـ1547)، كه از فرانسه ترجمه شده‌ بود(چاپ لندن 1542) به‌صورت چاپي منتشر نشد.
جراحي كبير شامل هفت رساله است‌، هريك در چند ((آموزه‌)) و هر آموزه در چند فصل‌. احتمالاً نخست به لاتيني نوشته شده و بلافاصله‌، به فرانسه ترجمه شده است‌. در مقدمه فصلي‌ است جامع در مورد مطالب كلي كه هر جراح بايد بداند، شامل هنرهاي آزاد، برنامه‌ٴ غذايي‌،


1. بوكاچيو در سال 1348 از طبيبي آلبرتو نام ياد مي‌كند، كه در بولونيا معروف بود و احتمالاً بايد آلبرتو زانكاري (چهاردهم ـ1؛ وفات‌: پس از سال‌ 1348)باشد. آيا ممكن است اين همان آلبرتوي مورد اشاره‌ٴ گي باشد؟